IQ سیمون بیلز چقدره؟

Younger generations are more intelligent than the previous ones.
Aaron Rodilla
نوشته شده توسط:
بازبین:
منتشر شده:
۴ می ۲۰۲۶
آی‌کیو سیمون بایلز
هوشِ سیمون بیلز
سیمون بیلز، آی‌کیویش را تخمین زد
Clock icon for article's reading time
9
حداقل خواندن

سیمون بایلز برای اینکه بهت حسِ بی‌کفایتیِ فکری بده نیاز به تست IQ نداره. او می‌تونه خودش رو به هوا پرتاب کنه، با سرعت ترسناک بچرخونه و وسطِ پرواز بفهمه خیز (پرش) دقیقاً درست انجام شده یا نه. بیشترِ ما همزمان، قدم آخر روی پله‌ها رو اشتباه تخمین می‌زنیم و بعد انگار همه‌چی تقصیرِ پله‌ها بوده!

پس آی‌کیوی سیمون بیلز چقدره؟ هیچ رکورد عمومی‌ای وجود نداره که نشون بده او تا حالا امتیازی رو منتشر کرده. یعنی باید این کار رو به روش جالب انجام بدیم: با ساختن یک پرونده از زندگی خودش. و بیلز چیزهای زیادی برای کار کردن به ما می‌ده—تاب‌آوری، نیازهای یادگیریِ غیرمعمول، استدلال فضایی در سطح حرفه‌ای، خلاقیت، کنترل هیجانات و نوعی خودآگاهی که احتمالاً حرفه‌اش رو نجات داد و شاید حتی گردنش رو.

پیش‌بینی‌مون تا آخر: احتمالاً سیمون بیلز حدود 130 IQ می‌گیره؛ یعنی تقریباً در صد و هشتمین صدک قرار می‌گیره، در بازه‌ی خیلی بالا. اما این عدد فقط وقتی معنا داره که بهش برسیم؛ پس بهتره از جایی شروع کنیم که داستانش واقعاً از اونجا شروع می‌شه: از بی‌ثباتی، نه مدال‌های طلا.

قبل از چرخش‌ها، سازگاری وجود داشت

بِیلز در سال ۱۹۹۷ در کلمبوس، اوهایو به دنیا آمد. زندگی اولیه‌اش سخت بود. در چند روایت زندگی‌نامه‌ای آمده که او و خواهر‌/برادرهایش بعد از این‌که مادرِ زیستی‌شان با سوءمصرف مواد درگیر شد، وارد سیستم نگهداری موقت شدند. بعدتر، او توسط پدربزرگ و مادربزرگِ مادری‌اش، ران و نِلی بِیلز، به فرزندی پذیرفته شد؛ همان‌هایی که تبدیل شدند به مرکزِ امن و ثابتِ زندگی‌اش.

این موضوع برای برآورد هوش، از چیزی که مردم فکر می‌کنند مهم‌تر است. ما معمولاً IQ را مثل یک عدد سرد می‌بینیم که بالای زندگی واقعی معلق است، اما رشد در خلأ اتفاق نمی‌افتد. کودکی که از دلِ هرج‌ومرج عبور می‌کند و در عین حال یاد می‌گیرد، اعتماد می‌کند، خودش را وفق می‌دهد و در نهایت به شکوفایی می‌رسد، در واقع نوعی انعطاف شناختی و عاطفی را نشان می‌دهد که کاملاً واقعی است. البته ترومـا کسی را باهوش‌تر نمی‌کند. اما اینکه فرد از ناپایداری جان سالم به در ببرد و بعد هم روی آن عملکردی در سطحِ عالی بسازد، یک پیام مهم درباره بایلز دارد: او می‌تواند زیر فشار خودش را منظم و جمع‌وجور کند. همین خودمدیریتی واقع‌بینانه بعدها بارها و بارها دیده می‌شود—به‌خصوص وقتی پای قضیه به سطح جهانی می‌رسد.

بر اساس خلاصه‌های زندگی‌نامه‌اش، Courage to Soar بایلز بارها به جای یک ایده‌ی جادویی از استعداد بی‌دردسر، روی ساختار خانواده، فروتنی و حمایتِ ثابت تأکید می‌کند. این جزئیات را دوست دارم چون نشان می‌دهد او موفقیت را شفاف می‌بیند. او مثل کسی حرف نمی‌زند که از افسانه‌ی خودش مست شده باشد؛ حرفش شبیه کسی است که سیستم‌ها را می‌فهمد—خانواده، مربی‌گری، تمرین، ریکاوری. این نوع خودارزیابیِ واقع‌بینانه معمولاً نشانه‌ی قضاوتِ محکم است، نه فقط یک ژستِ رسانه‌ای خوب.

آموزش در خانه مثل یک راه‌گریز آکادمیک نبود

اگر فقط به دوران تحصیل بیلز یک نگاه کوتاه بیندازی، ممکن است منظور را از دست بدهی. او مسیر براق و همیشگی‌ای را که خیلی‌ها به «هوشِ بالاتر» ربط می‌دهند دنبال نکرد. هیچ مونتاژ پذیرش از آیوی‌لیگ وجود نداشت. هیچ کلیپ وایرال از حلِ حساب دیفرانسیل در رختکن هم منتشر نشد. در عوض، همان‌طور که The Sporting News در سال ۲۰۲۴ گزارش کرد، بیلز از مدرسه سنتی به آموزش‌ِ خانگی تغییر داد و در سال ۲۰۱۵، شرایط لازم برای گرفتن دیپلم دبیرستانش را تکمیل کرد. این تصمیم به او اجازه داد حدود ۳۲ ساعت در هفته تمرین کند.

این رو دوباره بخون: ۳۲ ساعت در هفته تمرین، در حالی که هنوز مدرسه‌ات رو هم تموم می‌کنی. این نشونه‌ی ضعفِ توانایی تحصیلی نیست؛ نشونه‌ی یک فشارِ شناختیِ غیرعادیه. ژیمناستیکِ سطح‌بالا یعنی یادگیریِ توالی‌های حرکتی پیچیده، مدیریتِ ترس، به خاطر سپردنِ اصلاح‌ها و تنظیمِ تکنیک با هزاران تکرار. در این شرایط، آموزشِ خانگی میان‌بُر نبود؛ مهندسیِ برنامه برای رسیدن به مهارت بود.

و همین اولین سرنخ مهم ماست. افراد بسیار باهوش وقتی انگیزه زیاد است و هدف روشن، معمولاً خیلی کارآمد یاد می‌گیرند. زندگی بِیلز دقیقاً بر پایه‌ی همین نوع یادگیریِ متمرکز شکل گرفته بود. او مجبور بود مربیگری‌ها را جذب کند، وضعیت‌های بدن را رمزگذاری کند، حتی خطاهای خیلی ریز را تشخیص بدهد و در شرایط خستگی، اصلاحات را دوباره اجرا کند. مدرسه هم فقط بخت این را داشت که هم‌زمان با یکی از سخت‌گیرانه‌ترین شاگردی‌های دنیا کنار او قرار بگیرد.

اگر وسوسه شدی بگویی: «بله، اما این هوش ورزشی است»، جواب من اینه: درست—و بازم حساب می‌شه. شناخت انسانی قبول نکرد که خودش رو فقط به دسته‌بندی‌های مربوط به آزمون‌های آمادگی (SAT) محدود کنه.

ADHD تصویر را پیچیده‌تر می‌کند—به شکلی مفید

یک تکه‌ی دیگر از پازل که روشن‌کننده است، تشخیص ADHDِ بیلز است. Mental Floss اشاره کرد که او از کودکی به ADHD مبتلا شده و بعدتر به‌صورت عمومی درباره مصرف دارو با معافیتِ مصرف درمانی صحبت کرده است. او همچنین در برابر انگ‌زنی ایستاد و نوشت که «مصرف دارو برای ADHD هیچ چیزِ شرم‌آوری نیست.»

اینجاست که کلیشه‌های تنبلانه‌ی «هوشِ پایین» از هم می‌پاشند. ADHD سطح هوشِ کسی را بهت نمی‌گوید؛ فقط نشان می‌دهد تنظیم توجه در او متفاوت کار می‌کند. برای خیلی‌ها، این تفاوت با ضعف‌هایی در استمرار و سازمان‌دهی همراه است. اما گاهی هم با انرژی بالا، دنبال‌کردن چیزهای تازه، جابه‌جایی سریع و دوره‌هایی از هایپرفوکوسِ شدید می‌آید. برای یک ورزشکار که مهارت‌های خیلی سخت را یاد می‌گیرد، این ترکیب می‌تواند واقعاً قدرتمند باشد.

این‌طور که کارنامه‌ی بیلز نشان می‌دهد، دقیقاً همین است. او فقط روال‌های شناخته‌شده را خوب تکرار نکرد؛ مدام دامنه‌ی «ممکن‌ها» را گسترش داد. این الگو—تسلط به‌علاوه‌ی نوآوری—نشانه‌ی بهتری برای توانایی بالاست تا صرفاً پیروی از یک سیستم. او بهترین رباتِ باشگاه نبود؛ بلکه ژیمناستی شد که قوانین مجبور شدند جای بیشتری برایش باز کنند.

شاهد واقعی: انگار مغزش طوری ساخته شده که برای حرکت آماده باشه

حالا به قوی‌ترین بخش ماجرا می‌رسیم. اگر سیمون بایلز تمام عمرش را به‌جای سالن بدنسازی در آزمایشگاه می‌گذراند، احتمالاً یکی از پژوهشگرها داشت مقاله‌هایی می‌نوشت با کلماتی مثل «ادغام حسگر-حرکتی» و «دقتِ حس عمقی». چون کاری که او انجام می‌دهد فقط شجاعانه نیست؛ محاسباتی است.

در یک گفت‌وگوی ۲۰۲۱ با Houston Chronicle، بیلز توضیح داد چطور می‌فهمد یک پرش روی خرک «خوب» است: «از رو آوردن… ولی بیشتر از روی بلاک/تکیه‌گاه… همون‌جاست که واقعاً می‌شه فهمید.» این جواب برای چیزی که به‌شدت پیچیده است، فوق‌العاده خودمانی است. او دارد تحلیلِ لحظه‌ایِ انتقال نیرو، زاویه، تکانه و وضعیت بدن را توصیف می‌کند—بدون اینکه حتی مکث کند تا در آسمان یک اسپردشیـت باز کند.

همان مصاحبه یک جمله کوتاه هم دارد که خیلی چیزها را لو می‌دهد. وقتی از او پرسیدند آیا می‌تواند روی تیر تعادل راه برود و بدون نگاه کردن بداند دقیقاً کی به انتها رسیده، جواب داد: «آره.» فقط «آره». تصور کن آن‌قدر از نظر بدنی دقیق تنظیم شده باشد که یک سؤالِ به‌ظاهر غیرممکن برای آدم‌های معمولی، همان انرژیِ «نمک رو رد کن» را بگیرد.

این یه هوش فضاییِ استثناییه؛ نه فقط «بالاتر از میانگین». نه صرفاً نوع هوشِ «یک ورزشکار خوب». واقعاً استثناییه. بیلز جاهایی را پردازش می‌کنه که بدنش در فضا کجاست—سطحی که خیلی کم‌تر از تعداد انگشت‌شماری از آدم‌های روی زمین می‌تونن بهش دست پیدا کنن. و چون ژیمناستیک بی‌رحمانه و بی‌گذشت است، این توانایی اصلاً نمی‌تونه نمایشی باشه. یا درست حساب می‌کنی، یا گرانش شکایت می‌کنه.

شواهدِ نوآوری هم به همان اندازه قوی‌اند. Mental Floss اشاره کرد که بیلز چندین مهارت ژیمناستیک دارد که به نام اوست و حالا «کد رسمی زنان» هم پنج عنصر را فهرست می‌کند که نام او را دارند. فدراسیون ژیمناستیک آمریکا (USA Gymnastics) همچنین او را پُربادیده‌ترین ژیمناست کار تاریخ معرفی می‌کند؛ با ۴۱ مدال جهانی و المپیک. این فقط استعدادِ جسمی نیست؛ این یعنی حل مسئله، بارها و بارها. برای ساختن یا تسلط بر مهارتی که دیگران آن را خیلی خطرناک یا خیلی سخت می‌دانستند، به تصور فضایی، برنامه‌ریزی فنی، آگاهی از بدن و جسارت برای تبدیل یک ایده از مرحله‌ی فکر تا اجرا نیاز دارید. همان‌طور که در مقاله‌مان درباره IQ رابین ویلیامز بررسی کردیم، همین عزم برای عبور از مرزهای تثبیت‌شده، نشانه‌ی هوش خلاقانه‌ی به‌طور غیرعادی بالاست.

اینجاست که چارچوب استاندارد IQ کمی گیر می‌کند. تست‌های سنتی IQ کاملاً نشان نمی‌دهند بیلز دقیقاً در چه چیزی بهترین است. بله، می‌شود تشخیص الگو و حافظه کاری را اندازه گرفت. اما در سنجش «پیش‌بینیِ درهم‌بدنی» ضعیف‌ترند—اینکه بدانی الان کجای هوا هستی، پیچش چطور در حال شکل‌گیری است و چطور همان لحظه اصلاحش کنی. پس اگر قرار باشد چیزی بگوییم، یک برآورد کلی از IQ شاید حتی کمتر از مقیاس واقعیِ هوش او را نشان بدهد؛ همان‌طور که در مقاله‌مان درباره IQ کریستیانو رونالدو دیدیم—جایی که توانایی ورزشیِ سطح‌بالا به قدرت شناختی واقعی اشاره می‌کند؛ چیزی که تست‌های استاندارد معمولاً نمی‌توانند دقیقاً اندازه‌گیری‌اش کنند.

توکیو هوشش را به شکلی متفاوت نشان داد

بعد المپیک‌های توکیو و پیچ‌وخم‌ها (دورهای سخت). خیلی‌ها این اتفاق را طوری تفسیر کردند که انگار عظمتِ بایلز را کم‌رنگ می‌کند. اما به نظرم برعکسش بود.

طبق تحلیل دانشگاه آزاد از این قسمت، بیلز از شرکت در رویدادها کناره گرفت چون نمی‌خواست شانس مدال تیمش یا سلامت و ایمنی خودش را به خطر بیندازد. این تصمیم‌گیریِ درست است. و حتی بیشتر از آن، این یعنی هوش هیجانی در شرایطی که بیشتر آدم‌ها هیچ‌وقت باهاش روبه‌رو نمی‌شن. حالا ببین چقدر تمیز به همون کودکی برمی‌گرده که قبلاً باهاش آشنا شدیم: همون واقع‌گرایی‌ای که به او کمک کرد با بی‌ثباتی سازگار بشه، به او هم کمک کرد حقیقتِ خطر را بگوید؛ وقتی میلیون‌ها نفر دنبال یک خیال‌بافی بودند.

دانشمندان عصب‌شناس استنفورد «چرخ‌وتاب‌ها» را این‌طور توضیح دادند: نقص در مدل‌های حرکتیِ داخلی که ورزشکارها با تمرین بی‌پایان می‌سازند. به زبان ساده: نقشه‌ی مغز و بدن دقیقاً در همان لحظه‌ای که قابلیت‌اعتماد اصلاً قابل مذاکره نیست، از کار می‌افتد. این توضیح مهم است چون نشان می‌دهد ژیمناستیکِ سطح نخبگان معمولاً چه چیزی می‌خواهد. بایلز معمولاً با یک مدل داخلیِ دقیق از حرکت کار می‌کند؛ مدلی که به او اجازه می‌دهد تقریباً خودکار اجرا کند. وقتی این سیستم خراب شد، متوجهش شد، بهش اسم داد و مطابق همان عمل کرد.

شاید فکر کنی حرکت هوشمندانه در المپیک همیشه این است که به زور ادامه بدهی، اما نه. حرکت هوشمندانه این است که بفهمی وقتی توانایی‌های معمولت تبدیل به خطر می‌شوند. بیلز این کار را علنی انجام داد؛ زیر فشار سنگین و درحالی‌که کسانی او را نقد می‌کردند که خطرناک‌ترین کارشان این است که از روی مبل توییت بفرستند.

این تصمیم هم با یک الگوی کلی‌تر جور درمی‌آید. در مصاحبه‌ها و گزارش‌های سلامت روان، بیلز درباره اضطراب و ابزارهایی برای مدیریت آن خیلی صریح حرف زده است. او طوری به نظر نمی‌رسد که احساسات فرمانش را دست داشته باشند؛ بیشتر شبیه کسی است که ذهن خودش را می‌کاود و با آن کار می‌کند. این همان «فراشناخت» است؛ یعنی توانایی فکر کردن درباره افکارت خودت. و با عملکرد سطح‌بالا در انواع زمینه‌ها ارتباط خیلی قوی دارد.

بعد از «ریو»، کنجکاوی‌اش تموم نشد.

اگر مدرسه فقط قربانیِ آموزش می‌بود، شاید در برآورد IQ کمی بیشتر مردد می‌شدید. اما این چیزی نیست که می‌بینیم. بعد از المپیک ۲۰۱۶، بایلز شروع کرد به‌صورت آنلاین در رشته مدیریت کسب‌وکار در دانشگاه People تحصیل کند. همان‌طور که VOA News در سال ۲۰۱۸ گزارش داد، او این برنامه را انتخاب کرد چون با شرایط زندگی‌اش، یک برنامه تمام‌وقتِ کالجِ سنتی تقریباً غیرممکن بود و گفت که «همیشه دوست داشته در صنعت کسب‌وکار کار کند».

این جمله یه سرنخ کوچیک ولی کاربردیه. بیلز فقط به مسابقه بعدی فکر نمی‌کرد؛ از حالا جلوتر رو می‌دید—به کسب‌وکار، برند و زندگی بعد از رقابت. هوش عملی هم خیلی مهمه. در واقع، اغلب همین هوش عملی جلوی آدم‌های نابغه رو می‌گیره تا تو دنیای واقعی تصمیم‌های به‌شدت احمقانه نگیرن.

و بیلز در آن زمینه‌ها معمولاً قضاوت خوبی نشان داده. او با ثباتی غیرعادی، مسیرِ تأییدها، تصویر عمومی، فعالیت‌های حمایتی و اهمیتِ بلندمدت را خوب مدیریت کرده. همچنین ارتباط‌گری مؤثری دارد: مختصر، آرام، کم‌تر دچار حاشیه‌گویی می‌شود و در توصیف هم واقعیت‌های فنی و هم واقعیت‌های احساسی راحت است. این موضوع امتیاز IQ مشخصی را ثابت نمی‌کند، اما تصویر کلیِ یک فرد تیزهوش، خودآگاه و با کارکرد اجرایی قوی را تقویت می‌کند.

پس IQ سیمون بیلز چقدره؟

ما اینجا به یک مقاله ترمی نمره نمی‌دیم؛ هدف‌مون اینه که هوش عمومیِ کسی رو تخمین بزنیم که استعدادهای اصلی‌ش بیشتر روی «سقف، تیر و کف» دیده می‌شن تا توی یک امتحانِ کتاب آبی. برای اینکه بهتر درک کنی: لیدی گاگا—یک خلاقِ غیرمتعارفِ دیگه که قواعد حوزه خودش رو عوض کرد—در برآورد ما ۱۳۶ می‌شه؛ فقط یک پله بالاتر از جایی که بیلز قرار می‌گیره.

شواهد را کنار هم بیاورید و یک بازه‌ی روشن ظاهر می‌شود. او توانایی یادگیری در سطح بالا، محاسبات استثناییِ بدن-فضا، خلاقیت زیر محدودیت‌های فنی، خودتنظیمی قوی، آرامش در جمع و خودآگاهی غیرعادیِ خوبی دارد. او همچنین با ADHD سازگار شد، آموزش را با روشی غیرسنتی پی گرفت و در تصمیم‌های مهم با وضوحی بیشتر از بسیاری از چهره‌های عمومیِ کم‌فشارتر گرفته است.

این ما را مجبور نمی‌کند ۱۵۰ بگوییم. لازم نیست تحسین را تبدیل به داستان‌های طرفداری کنیم؛ اما به‌طور جدی از نمره‌ای بسیار بالاتر از میانگین پشتیبانی می‌کند.

برآورد ما: سیمون بیلز حدوداً ضریب هوشی ۱۳۰ دارد.

این باعث می‌شود او حدوداً در صدک ۹۸ قرار بگیرد، در دسته خیلی بالا. به زبان ساده یعنی احتمالاً او از نظر توانایی شناختی عمومی، از حدود ۹۸ نفر از هر ۱۰۰ نفر باهوش‌تر است—و در بعضی شکل‌های هوش مخصوص یک ورزش، واقعاً فراتر از حد انتظار است؛ چیزهایی که تست‌های معمولی IQ تقریباً بهشان نمی‌رسند.

پس سیمون بیلز نابغه است؟ به معنای کلیِ انسانی، بله، فکر می‌کنم هست. نه چون توی یک کلیشه‌ی محدودِ «درخشش» جا می‌گیرد، بلکه چون زندگی‌اش مدام از زاویه‌های مختلف یک حقیقت را تکرار می‌کند: سریع یاد می‌گیرد، زیر فشار خودش را وفق می‌دهد، راه‌حل‌های تازه اختراع می‌کند، خودش را صادقانه ارزیابی می‌کند و با دقت فضایی‌ای اجرا می‌کند که نزدیک به خیال‌پردازیِ علمی است.

و راستش اگر بدون نگاه کردن می‌تونی سرِ تخته‌ی تعادل رو حس کنی، من همین‌جا آماده‌ام به مغازت شک رو به نفعش تفسیر کنم.

امیدواریم از مقاله ما لذت برده باشید. اگر می‌خواهید، می‌توانید تست IQ خود را با ما اینجا انجام دهید. یا شاید بخواهید بیشتر یاد بگیرید، بنابراین کتاب را در زیر برای شما قرار می‌دهیم.

نکات کلیدی
Book icon emoji style for Key Takeaways or highlights
  • سیمون بیلز هیچ نمره عمومیِ IQ نداره، پس این تخمین باید از زندگی و دستاوردهاش ساخته بشه.
  • دوران خانه‌تعلیمی‌اش میان‌بُر نبود—یک برنامه‌ منظم داشت که آموزش را با حدود ۳۲ ساعت تمرین سطح‌بالا در هفته ترکیب می‌کرد.
  • قوی‌ترین نشانهٔ هوشِ او، استدلالِ فضایی و جنبشیِ فوق‌العاده است؛ طوری که حرکت را حس می‌کند و مهارت‌های جدیدی را اختراع می‌کند.
  • تشخیص ADHD او اصلاً به معنی هوش پایین نیست؛ اتفاقاً مسیر کاری‌اش نشان می‌دهد توجهِ متفاوتِ مغز چطور می‌تواند خلاقیت و هایپرفوکوس را قوی‌تر کند.
  • کناره‌گیری‌اش از توکیو نشانه‌ی قضاوت درست و هوش هیجانی بود، نه ضعف.
  • یک برآورد منطقی برای IQ حدود ۱۳۰ است؛ نزدیک به صدودوه‌و‌هشتمین درصد، با نقاط قوتی واقعاً استثنایی که فراتر از چیزهایی است که تست‌های استاندارد IQ معمولاً اندازه می‌گیرند.
آیا از آن لذت بردید؟
تجربه خواندن خود را به اشتراک بگذارید
References symbol emoji
منابع مقاله ما را بررسی کنید
Dropdown icon
اگر از این لذت بردید، ما خیلی بیشتر داریم!

مقالات مرتبط