جو بایدن سالهاست یکی از عجیبترین معماهای عمومی در سیاست آمریکا را بهوجود آورده. یک روز میتواند همدل، آگاه و تیزبینِ سیاسی به نظر برسد. روز دیگر، ممکن است قبل از ناهار با یک لغزش تازهی زبانی، دست منتقدانش را باز کند. پس باید دربارهی هوشش چی فکر کنیم؟
اولین چیزی که باید شفاف بگیم: هیچ نمرهٔ IQ عمومیِ تأییدشدهای برای بایدن وجود ندارد. هر کسی که ادعا میکند عدد دقیق را میداند، یا حدس میزند، یا در حال تبلیغات است، یا خیلی بیش از حد سرگرم اینترنت شده. با این حال، میشود از روی شواهد زندگیاش یک برآورد جدی انجام داد. و در مورد بایدن، این شواهد به شکل غیرعادی روشنگرند.
هر چی هم ازش بدت بیاد، کسی بهطور اتفاقی در ۲۹سالگی سناتور آمریکا نمیشه؛ بعدش هم رئیسِ کمیتههای مهم نمیشه، هشت سال معاون رئیسجمهور نمیمونه و آخرش هم رئیسجمهور میشه. این رزومه بهتنهایی ثابت نمیکنه نابغهست، اما یک چیز را کاملاً رد میکنه: اینکه او از نوع «سگ طلاییِ سیاسی» باشه که فقط با غریزه سر از دفتر بیضی درمیاره.
قبل از جلسات سنا و رهبران جهان، یک پسر بود که تلاش میکرد کلماتش را بیرون بریزد
اولین سرنخ در پرونده بایدن، هم سادهترین است و هم احتمال سوءبرداشتش بیشتر. بایدن سالهاست علنی گفته که از کودکی به لکنت زبان دچار بوده. این نکته مهم است چون سختی در حرفزدن میتواند باعث شود یک بچه باهوش برای آدمهایی که حواسشان نیست، کند به نظر برسد. و تاریخ پر از بزرگسالانی است که دقیقاً همین اشتباه را کردهاند.
طبق خاطرات بایدن با عنوان وعد به انجامش، او دانشآموزی نبود که ذاتاً کاملاً صیقلی باشد و بتواند آرام بنشیند و در کلاس سنتی بدرخشد. خودش را «دانشآموز خوبی» میدانست، اما نه از آنها که عاشقِ تمرکز طولانیِ تنها میشوند. این حرفها که فریاد نمیزند «استاد آینده». اما نشان میدهد ذهنی داشته که در حرکت بهتر کار میکرد تا در سکون.
این تفاوت از چیزی که مردم فکر میکنند مهمتر است. مرکز ملی اختلالات یادگیری در بیانیهای در سال ۲۰۲۶ خیلی رک گفت: «ناتوانیهای یادگیری نشاندهنده هوش، قضاوت یا تواناییِ رهبریِ یک فرد نیست.» عالی. این افسانه ارزش دارد با یک گروه موزیک برنجی بازنشسته شود.
پاسخ بایدن به لکنتش درعوض چه چیزی را نشان میدهد؟ پشتکار، خودارزیابی کلامی و آمادگی برای تمرین تحت فشار اجتماعی. اینها تواناییهای پیشپاافتادهای نیستند. کودکی که یاد میگیرد در جهانی که حرفِ روان پاداش میگیرد، مدیریت گفتار را خودش به دست بیاورد، دارد مهارتهای جبرانی را با سختترین روش میسازد. به زبان ساده: این هرگز نشانهی هوش پایین نبود. اگر چیزی باشد، از «تابآوری شناختی» خبر میدهد.
میچل نوریس در یک پروفایل ۲۰۱۹ِ National Geographic نوشته که زندگی خانوادگی بایدن بهشدت روی غرایز عاطفی او و شیوهاش برای ارتباط با دیگران اثر گذاشته. این حرف ممکن است لطیف به نظر برسد، اما اینطور نیست. هوش عاطفی هنوز هم هوش است. بچهای که یاد میگرفت با خجالت کنار بیاید، شرایط را بخواند و با این حال حرفش را ادامه بدهد، دقیقاً داشت همان مهارت بینفردیای را میساخت که بعداً تبدیل شد به قدرت سیاسیِ فوقالعادهاش.
کارنامهٔ تحصیلیاش قوی بود، نه خیرهکننده. همین موضوع تخمین ما را دقیقتر میکند.
اگر بایدن در ۱۶سالگی به پرینستون میرسید و از روی تفریح شروع میکرد به حل معادلات دیفرانسیل، حرفمان کاملاً فرق میکرد. اما این داستان او نیست. طبق پروفایل ۲۰۲۱ِ اوان آسنوس در نیویورکر و زندگینامهی جو بایدن: A Life نوشتهی ژول ویتکاور، بایدن در دانشگاه دلاور تحصیل کرد و بعد به کالج حقوقِ دانشگاه سیراکیوز رفت. مؤسسههای معتبر، سابقهی قابلاحترام؛ فرشتهوارگی هم لازم نیست.
اینجاست که بعضی خوانندهها یک نتیجهگیری تنبلانه میکنن: چون یک نابغهٔ فوقالعادهِ آکادمیکِ درجهیک نیست، پس احتمالاً خیلی هم باهوش نیست. من این کار رو نمیکنم. هوش همیشه با کتوشلوار تید یا با تصحیحِ پاورقیهای تو خودش رو نشون نمیده.
مهم اینه که با ابزارهایی که داشت چی کار کرد. دانشکده حقوق، حتی خارج از آیویلیگ، روی استدلال کلامی، دوام در مطالعه، حافظه، ساختار استدلال و اعتمادبهنفس اجتماعی حساب میکنه. بعد هم تقریباً بلافاصله رفت سراغ وکالت و سیاست. ویتکاور میگه همکارها او رو بهعنوان یک وکیل کارآمدِ دادگاه و یک ارتباطگر متقاعدکننده میدیدند. این ترکیب مهمه. هوشِ دادگاه، حل کردن معمای انتزاعی نیست؛ ترکیب سریعِ اطلاعات زیر فشار است، وقتی آدمها همان لحظه دارند بهت قضاوت میکنند. استرس نداشته باش، جو.
روند رشد او هم باور نکردنی سریع بود. بایدن قبل از ۳۰سالگی هم به شورای شهرستان نیوکاسل رسید و بعدتر به سنای آمریکا. فقط با جذابیت نمیشود این کار را انجام داد. به قضاوت راهبردی، پایبندی به پیام، یادگیری سریع و یک توان واقعاً استثنایی برای خواندن آدمها نیاز داری. از نظر تستهای IQ، این موضوع بیشتر به نبوغ ریاضی اشاره نمیکند؛ بلکه به درک زبانی قوی، دانش عملی و قدرت بالای استدلال اجتماعی مربوط میشود.
پس تا اوایل بزرگسالی، این پرونده همینطوری به نظر میرسد: نه یک نابغهی یکبار در قرن، بلکه کاملاً بالاتر از میانگین و با توانایی کار در یک محیطِ شناختیِ بسیار سخت، از همان سنِ خیلی پایین.
سنا قویترین شواهد را به ما داد: هوشِ ماندگار و کاربردی
اینجا تخمین واقعاً کمکم جدیتر و محکمتر میشود. بایدن سالها در سنای آمریکا بوده؛ مخصوصاً در کمیتههای قضایی و روابط خارجی. با هر ایدئولوژیای که باشی، اینها محیطهای کمپیچیدگی نیستند. باید گزارشهای سنگین را ببلعی، از شاهدها بازجویی کنی، با رقیبها مذاکره کنی، قوانین سازمانی را دنبال کنی و یادت بماند شش ماه پیش چه کسی دقیقاً به چه کسی قول داده بود.
اسنوس سبک بایدن را در نیویورکر اینطور توصیف میکند: عملگرایانه و محاورهای، نه فلسفی. این یکی از مفیدترین جملههایی است که درباره او نوشته شده. هم نقاط قوتش را توضیح میدهد، هم محدودیتهایش را. او سیاستمداری نیست که برای یک آخرهفته با یک مشت نظریه سیاسی ناپدید شود. او سیاستمداری است که با بحثکردن با آدمهای باهوش یاد میگیرد تا شکلِ مسئله روشن شود.
بعضی نظرها «غیرفلسفی» را میشنوند و مثل «غیرهوشمند» ترجمهاش میکنند. این حرفها بیمعناست. یک ذهن عملگرا میتواند خیلی هم قوی باشد. در واقع، یکی از دلایلی که بایدن اینقدر در واشنگتن دوام آورد این است که انگار سیاست را مثل یک علم اجتماعیِ کاربردی پردازش میکند. او مشوقها، وفاداریها، ترسها و گلوگاههای نهادی را تقریباً مثل یک مکانیک که دارد صدای موتور را گوش میدهد زیر نظر میگیرد. شاید کمتر درخشان از «نبوغ» باشد، ولی اغلب خیلی کاربردیتر.
بیوگرافیِ ویتکاور و پروفایلِ نوریس هر دو به یک ویژگی تکرارشوندهی دیگر هم اشاره میکنند: بایدن جزئیات شخصی را خوب به خاطر میآورد. اسمِ اعضای خانواده، تاریخچهی خانوادگی، غمهای قدیمی، و چیزهای ریز که باعث میشود آدمها احساس کنند دیده شدهاند. بخشی از این ماجرا ممکن است نمایشی باشد؛ سیاستمدارها هم سیاستمدارند. اما افرادی که بارها با او کار کرده بودند، گفتهاند این رفتار واقعاً از جنسِ واقعی است. این نوع حافظه لزوماً یعنی IQ خیلی بالا، اما نشانهی توجه اجتماعی و بازیابیِ غیرمعمولاً قوی است.
حتی بعضی منتقدان جدی تقریباً به همان نتیجه رسیدهاند. زمانی، مفسر محافظهکار چارلز کراوتهامر بایدن را «باهوش» اما «درخشان» توصیف کرد. فکر میکنم کمی تند است، ولی بهدرد میخورد. چیزی را توصیف میکند که شواهد مدام ما را به سمتش هل میدهد: واقعاً باهوش، بسیار کارآمد، نه یک نابغهی آشکار.
E.J. دیون جونیور وقتی نوشت «هوش بایدن، هوشِ اتاق سمینار نیست؛ هوشِ اپراتوری است که باید در یک سیستمِ محلِ مناقشه، همهچیز را بهراه بیندازد» منظور کلی را خیلی خوب گرفت. دقیقاً. اگر فقط وقتی هوش میبینید که با ماژیک وایتبورد وارد شود، نیمی از واشنگتن را از دست میدهید.
بعدش معاونت ریاست رسید و سبک کارش خیلی راحتتر قابل تشخیص شد
وقتی بایدن معاون رئیسجمهور شد، شواهد داشت به یک سمت جمع میشد؛ نه به سمت «نبوغ انتزاعیِ عظیم»، بلکه به سمت «هوش سیاسیِ خیلی توانمند، خیلی سازگار و کاملاً کارآمد».
بهگفتهی خود بایدن در Promises to Keep، او ترجیح میدهد مطالب را عمیقاً بداند، اما بدون اینکه هر جمله را از قبل حفظ کند حرف بزند. دوست دارد حین صحبت فکر کند و خودش را با مخاطب هماهنگ کند. سخنرانهای بداههگو معمولاً طبیعیتر به نظر میرسند و گاهی هم اشتباهات بیشتری دارند. هر دو مورد دربارهی بایدن صدق میکند. این دومی خیلی وقتها در بحثهای عمومی اولی را تحتالشعاع قرار داده است.
گزارشها درباره عادتهای مدیریتی بایدن هم همان الگو را تقویت میکنند. خبرنگارانی مثل پیر توماس در ABC News گفتهاند که مقامها بایدن را طوری نشان میدهند که در جلسات گزارشهای اطلاعاتی فعال است: سؤالهای پیگیری میپرسد و برای جزئیات فشار میآورد، نه اینکه فقط ساکت پشت سرِ یک «ریختوپاشِ گزارشی» بنشیند. این موضوع مهم است. یعنی با رهبری طرفیم که اطلاعات را پویا درگیر میکند و روی نقاط ضعیف مانور میدهد تا تصویر کاملتر شود.
پس این درباره IQ چی به ما میگه؟ احتمالاً این: نقاط قوت بایدن بیشتر دورِ درک کلامی، دانش انباشته، قضاوت و استدلال اجتماعی جمع میشن. او مثل یک آدم کلاسیکِ درونگرایِ با IQ خیلی بالا نیست که قدرتش توی تازگیهای انتزاعی باشه. او بیشتر شبیه کسیه که هوش عمومیاش از میانگینِ بالاتر تا بالا بوده و طی دههها تمرینِ کاربردی تیزتر شده.
حالا بخشِ ناخوشایند: سن، حافظه، و خطر میانبُرهای بد
ما نمیتونیم هوش بایدن رو صادقانه تخمین بزنیم، بدون اینکه با اون فیلِ بزرگ و پیرِ وسط اتاق کنار بیایم. تا سال ۲۰۲۴، نگرانیها درباره سن و حافظهاش همهجا دیده میشد. طبق گزارش فوریه ۲۰۲۴ Forbes از مری ویتفیل رولافس، بایدن بعد از اینکه نگرانی عمومی شدیدتر شد، در یک سخنرانی شوخی کرد: «مدتیه دور و برم بوده، و یادم هست که!» این جمله جواب داد، چون اصلِ نگرانی از قبل کاملاً مشخص بود.
همان هفته، گزارش رابرت هور، مشاور ویژه، بایدن را «مردی سالخورده و خوشنیت با حافظهای ضعیف» توصیف کرد؛ عبارتی که بهطور گسترده توسط Forbes و خیلیهای دیگر نقل شد. این جمله از نظر سیاسی بسیار انفجاری بود، و دلیلش هم کاملاً روشن است. طوری به مردم القا میکرد که چند سؤال کاملاً متفاوت را در یک میانبر زشت خلاصه کنند: اگر حافظه بدتر به نظر برسد، پس هوش باید پایین باشد. اینطور کار نمیکند.
متخصصان پزشکی که رویترز در فوریه ۲۰۲۴ با آنها مصاحبه کرده بود، دقیقاً نتیجهای برعکس را توصیه کردند. آنها هشدار دادند که لغزشهای کلامی معمولی را بهعنوان مدرکی برای افت شناختی تلقی نکنید. یکی از متخصصان سالخوردهای که رویترز او را نقل کرده، «اس. جی الشانسکی» گفت: «ما اشتباه میکنیم. احتمالِ لغزشها با بالارفتن سن بیشتر میشود. این هیچ ربطی به قضاوت ندارد.» این جمله برای کل این مقاله خطِ کلیدی است.
STAT هم در ژوئیه ۲۰۲۴ همین نکته را مطرح کرد. آنالیسا مریلی در گزارشی درباره نظر متخصصان بعد از دستوپنجه نرم کردن بایدن در مناظره، گفت متخصصها تأکید کردند که در واقع فقط با کلیپهای عمومی نمیشود به سلامت شناختی او رسیدگی دقیقی کرد. شارون شا، نورولوژیست استنفورد، توضیح داد که برای سالمندان معمولاً سرعت یادآوری اطلاعات کمتر میشود، اما کندتر شدن یعنی «خالی بودن» نه. خیلی از بینندگان این تفاوت را فراموش میکنند، چون تلویزیون تردید را بیشتر از اشتباه مجازات میکند.
فوربس همچنین توضیح مفیدی از سارا دورن منتشر کرده که میگوید تست شناختی چه چیزهایی را نشان میدهد و چه چیزهایی را نه. همانطور که کلینیک کلیولند توضیح میدهد، تستهای نوروسایکولوژیک عملکردهایی مثل توجه، حافظه، سرعت پردازش، استدلال و حل مسئله را بررسی میکنند. این، از یک کلیپ بحثبرانگیزِ وایرال گستردهتر است، اما هنوز هم با یک عددِ IQ یکی نیست. و یک غربالگری کوتاهتر بیشتر برای مشخص کردن اختلال است، نه اینکه رئیسجمهورها را مثل هاگوارتز بر اساس «ذکاوت» دستهبندی کند.
پس بله، احتمالاً سن روی سرعت، روانیِ گفتار و یادآوریِ بایدن الان بیشتر اثر میگذارد تا ۲۰ سال پیش. اگر وانمود کنیم که اینطور نیست، داریم خودمان را گول میزنیم. اما هوشِ در طول عمر با عملکردِ فعلی زیرِ حداکثر فشارِ نگاههای تیز و بیرحمانه یکی نیست. اگر بخواهیم سطح هوشیِ واقعیِ او را از مسیر زندگیاش حدس بزنیم، شواهد قویتر هنوز هم از دهههای قبل از بحثِ افتِ اواخرِ عمر میآید؛ همانی که همهچیز را تحتالشعاع قرار داد.
برآورد ما: قطعاً بالاتر از میانگین، ولی در حدِ افسانههای نابغهها نیست
تا اینجا الگو باید کاملاً روشن شده باشد. کارنامهٔ بایدن نشاندهندهٔ هوش کلامی و بینفردی بالاست، قضاوت عملیِ قوی دارد، در حوزههای اصلیاش تسلط سیاستیِ چشمگیری نشان میدهد و حتی یک تابآوری غیرمعمول هم در او دیده میشود. اما از «درخشش» انتزاعیِ فوقالعاده، سلطهٔ سطحبالای آکادمیک، یا آن نوع توان شناختیِ نادری که باعث میشود زندگینامهنویسها دنبال کلماتی مثل «نابغه» بگردند، خبر نمیدهد.
این کار عملاً برآورد را راحتتر میکند. ما بین «متوسط» و «نوابغ» یکی را انتخاب نمیکنیم؛ داریم مشخص میکنیم یک رهبرِ خیلی موفق، پرکلام و کارکشته از نظر سیاسی، که از احساسات و نشانهها هم خوب سر درمیآورد، احتمالاً دقیقاً کجای بازهی بالاتر از میانگین قرار میگیرد.
حدس من اینه که آیکیوی بیشینه بزرگسالی جو بایدن حدود 126 بوده.
این یعنی او تقریباً در صدک نودوششم قرار میگیره، در بازهی خیلی بالا. به زبان ساده، به طور مطمئن از بیشتر افراد باهوشتره؛ احتمالاً در کارهایی مثل استدلال کلامی و اطلاعات عمومی عملکرد خوبی داره، اما به شکل واضح در محدودهی ۱۴۰ به بالا نیست؛ جایی که برایش به شواهد خیلی قویتری نیاز میبود.
چرا ۱۲۶ و نه ۱۱۶؟ چون بخش زیادی از زندگیاش نشان میدهد در موقعیتهای پرتنشِ شناختی، عملکردی پایدار و در سطح بالایی دارد. چرا نه ۱۳۶؟ چون هم سابقهٔ دانشگاهی و هم روایتهای زندگینامهای، واقعاً از درخشش انتزاعیِ استثنایی در چنین سطحی پشتیبانی نمیکنند. منصفانهترین برداشت این است که باید بگوییم بایدن خیلی باهوش است؛ اما به شکل عمیقاً انسانی، واقعبینانه و کاملاً کاربردی.
و یادت باشه از کجا شروع کردیم: پسری که زورش میاومد حرفها رو بیرون بریزه. اون بچه بزرگ شد و تبدیل شد به مردی که زبان، حافظه و ارتباط انسانی رو موتورهای یک فعالیت سیاسی ۵۰ ساله کرد. هر سنی که در حال حاضرِ زمانِ حال، روی روانی حرفهاش گذاشته باشه، الگوی بزرگ زندگی هنوز هم به همون نتیجه اشاره میکنه.
نه نابغهی آزمایشگاهی. نه احمق. فقط یک سیاستمدار خیلی باهوش که هوشش همیشه جایی بوده که سیاست واقعاً اتفاق میافته: در حافظه، نفوذ و متقاعدسازی، قضاوت، بازگشت به شرایط و حتی اون توانِ لجبازانه که بعد از اینکه زندگی میخواست ساکتت کنه، همچنان حرف بزنی.
.png)







.png)

.png)